المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

552

مروج الذهب ( فارسى )

سال است و سالهاى اسكندر هزار و دويست و هشتاد و پنج سال و از اسكندر تا مسيح سيصد و شصت و نه سال است اين مطلبى است كه من در تاريخ فرقه ملكانى در كليساى قسيان شهر انطاكيه ديده‌ام انشاء الله تعالى پس از اين شمه‌اى درباره تاريخ ضمن بابى كه به اين موضوع اختصاص ميدهيم خواهيم آورد . اكنون بتوضيح حساب ماهها باز ميگرديم . شباط سه سال متوالى بيست و هشت روز و ربع است و سال چهارم كبيسه است و بيست و نه روز است و سال سيصد و شصت و شش روز است در هفتم اين ماه جمره اول ميافتد كه آن را جبهه نامند و در چهاردهم جمره دوم ميافتد كه زبره نام دارد و در بيست و يكم جمره سوم ميافتد كه صرفه نام دارد و سرما ميرود و سه روز آخر آن ايام عجوز است . آذار سى و يك روز است و چهار روز اول آن ايام عجوز را كامل مىكند و عرب اين هفت روز را صنن و صنبر و و بر و آمر و موتمر و معلل و مطفى الجمر نامند يكى از عربان درباره نام ايام عجوز گويد : « هفت روز تيره صنن و صنبر و و بر و آمر و برادرش موتمر و معلل و مطفى الجمر زمستان را برون كرد . . . پانزدهم آذار شب و روز برابر مىشود و شمس ببرج حمل ميرود و اين روز تحويل سال جهان است ابو نواس گويد : مگر نمىبينى كه خورشيد بحمل در آمده و دور زمانه خوش و معتدل شده است و پرندگان از پس خاموشى نغمه ميخوانند و شراب يك سال خود را تمام كرده است و زمين از رونق بهار جامه الوان گياه پوشيده كه پندارى زيور است بانو شدن زمانه باده بنوش كه چهره روزگار رو به اقبال دارد . » با رفتن خورشيد به برج حمل شراب يك ساله نميشود منظور اين بوده كه با شروع حمل نزديك بكمال و نيرو مىشود . مسعودى گويد : ماه‌هاى رومى از لحاظ روز با ماه‌هاى سريانى مطابق است